"ای خدا غصه نخور!"

ای خدا غصه نخور! از تو فراری نشدم!
بعد از آن حادثه در کفر تو جاری نشدم
با وجودیکه به حکم تو دلم زخمی شد
شاکی از اینکه مرا دوست نداری نشدم!
ابر را چوب همین سادگی اش ویران کرد
منکه ویرانتر از این ابر بهاری نشدم!
قسمتم بود اگر رفت و مرا تنها کرد...
بعد از او غرق شکایت ز تو آری نشدم ...!
ای خدا غصه نخور! باز همین می مانم
من زمین خورده ی این ضربه ی کاری نشدم!
هرکه می خواست مرا از تو جدا سا زد دید
هرچه کردی تو به من از تو فراری نشدم ...
+ نوشته شده در ۱۳۸۹/۰۵/۱۶ ساعت توسط s2z
|