"در چشم سيب ها"
تو دور مي شوي
و انگار ابرها ستاره ام را مي چينند
و تك شقايقم در مرداب مي ميرد
و حال در بطن اين لحظه هاي سرد
سبدهاي سيب پر از خالي است
و من اهسته زير سايه ي درخت ها تب مي كنم
و در اغتشاش توهم برگ ها هذيان مي گويم
اه تو هركجا هستي سري به خواب من بزن
و ببين كه هنوز بي شقايق و بي ستاره
در چشم سيب ها رنگ مي بازم
و انگار ابرها ستاره ام را مي چينند
و تك شقايقم در مرداب مي ميرد
و حال در بطن اين لحظه هاي سرد
سبدهاي سيب پر از خالي است
و من اهسته زير سايه ي درخت ها تب مي كنم
و در اغتشاش توهم برگ ها هذيان مي گويم
اه تو هركجا هستي سري به خواب من بزن
و ببين كه هنوز بي شقايق و بي ستاره
در چشم سيب ها رنگ مي بازم
+ نوشته شده در ۱۳۸۹/۰۵/۰۸ ساعت توسط s2z
|