چهار حرف ِ ساده ي نامم را هر طور كه مي خواهي مي نويسي .

يكبار ، انتهايش را بلند و كشيده مي نويسي

آنقدر كه در سپيدي كاغذ هم جا نمي شود !

يكبار هم ، دو حرف آخر را

دريا مي كني و شاعرانه در آن غرق مي شوي !

اما ، نامم را که آخر جمله ات مي آوري

من مي مانم و تعبیری بی انتها،

كه شايد ، دلتنگيست !

نه !

شايد هم ، گلايه !

يا شايد ، ‌تنها مكثي براي عبور ِ گذشته !

يا ...

خودت بگو اينبار

نامم را که آخر جمله ات می آوری يعني چه !؟