سایه ای ز امروزها
سایه ای ز امروزها

مرا از چه می ترسانی!؟
که سال هاست تنهایم !
و به تنهایی،مانوس ،تا ابد ...
می خواهی بروی؟ ملالی نیست...
مرگ من روزی فرا خواهد رسید
در بهار روشن از امواج نور
در زمستان غبار آلود و دور
یا خزانی خالی از فریاد و شور
مرگ من روزی فرا خواهد رسید
روزی از این تلخ شیرین روزها
روز پوچی هم چو روزان دگر
سایه ای ز امروزها
مرا از چه می ترسانی!؟
که سال هاست تنهایم !
و به تنهایی،مانوس ،تا ابد ...
می خواهی بروی؟ ملالی نیست...
مرگ من روزی فرا خواهد رسید
در بهار روشن از امواج نور
در زمستان غبار آلود و دور
یا خزانی خالی از فریاد و شور
مرگ من روزی فرا خواهد رسید
روزی از این تلخ شیرین روزها
روز پوچی هم چو روزان دگر
سایه ای ز امروزها
+ نوشته شده در ۱۳۸۹/۰۲/۱۱ ساعت توسط s2z
|