سایه ای ز امروزها



مرا از چه می ترسانی!؟

که سال هاست تنهایم !

و به تنهایی،مانوس ،تا ابد ...

می خواهی بروی؟ ملالی نیست...

مرگ من روزی فرا خواهد رسید

در بهار روشن از امواج نور

در زمستان غبار آلود و دور

یا خزانی خالی از فریاد و شور

مرگ من روزی فرا خواهد رسید

روزی از این تلخ شیرین روزها

روز پوچی هم چو روزان دگر

سایه ای ز امروزها